|
نکاتی دربارۀ کتاب در دفاع از سیاست، نوشتۀ مرتضی مردیها 1- با تورق کتاب اخیر مرتضی مردیها، ’در دفاع از سیاست‘، مجموعه مقالاتی که خود را کتابی مستقل جا زده، آدم به ياد سريال طنز انگلیسی ’كاپتان بلكادر‘ ميافتد؛ در يكي از قسمتها، سخن از وكيلمدافع ’زبدهای‘ بهميان ميآيد كه در وصفاش گفتهاند یکبار توانسته است قاتلی معروف را که صدوپنجاه فقره قتل مرتکب شده بود و خودش نیز علناً به همۀ فقرات آن اعتراف کرده بود تبرئه سازد؛ اما شيوه دفاع این وکیلمدافع از متهمان عبارت بود از اينكه در صحن دادگاه با التماس و گريه و زاری و دریدن جامه و کندن موی سر يكريز تكرار كند: «هیأت منصفۀ عزیز و نازنین، شما را بهخدا، تقاضا ميكنم، موکل مرا عفو كنيد، او واقعاً آدم خوب و بيگناهي است، به همه مقدسات قسمتان میدهم، گناهی از او سر نزده است، همهاش دروغ و بهتان است، شما را بهخدا...». شيوه ’دفاع‘ مردیها از آنچه بهقول خودش ’سیاست‘ است نیز جز اين نيست، چیزی قریب به این مضامین: ’باور کنید سیاست آنقدرها هم چیز بدی نیست، باور کنید قدرتمندان و سیاستمداران چندان بدتر و شیّادتر از دیگر اصناف نیستند.‘ حتی در جایی از کتاب برای دفاع از فواید قدرت و سیاست دست به چنین استدلالی میزند: ’نمایشنامۀ مکبث و مجسمۀ داود و نقاشی خلقت انسان و سمفونی پنجم، شاید صرفاً محصول استعداد صاحبان آن آثار بود، اما بدون یک نظم سیاسی چگونه میتوانست بپاید و ... [ادامه] تاریخ: 17 ارديبهشت 1387 email:
rokhdaad@rokhdaad.com
|